جهت اطلاع و.....

بسمه تعالی 

دست تقدیر چرخید و تو چرخشش نوبت بما رسید

بله انشااله اگر خدا بخواهد فردا عازم خوانسار هستیم. البت همراه با یه تیم رزمنده (اقایان امینی،غضنفری ،صادقی،عزیزی،مقیمی،قیصری و....)از همه مهمتر خودم ...

این اعزام دستجمعی بیاد ماندنی بخاطر شرکت در مراسم یادبود شهدای عملیات غرور آفرین کربلای پنج است که با شرکت در نماز جماعت مغرب وعشاء در حسینیه ارسورشروع میشود ،لذا فرصت را غنیمت شمرده و دوست داریم همه عزیزان را در این جمع با صفا زیارت کنیم . 

اندک اندک جمع مستان میرسند 

/ 17 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اروند

سلام:[گل] سعادت نداشتتیم که اونجا باشیم .

درنگ نامه

چه اون نبی اول لینکا دلرباید کرو عسدلله خان[لبخند]

رجعت صدر

سلام همیشه در وبلاگ "الدین" مورد لطف و عنایت شما هستم ناسپاسی بود اگر نمی آمدم و سلامی عرض نمی کردم در ضیافت شهدا برای همه جوانان هم دعا می کنید؟ ک میراث داران خَلَفِ کربلاهای پنج باشند؟

هیچکس

سلام پیدادون نی! دلواپشت گنایان :(

زندانی

خب قام قامی اچدین و ورمالدین پره این تیرون چیشی دارو گه بیدیسایدن بژ...مث این کرکا که پسین ورمالنده مین کلکلونا... همژتیرون تیرون... شوخید کران داش عسداله.خیلی از اون مراسمه بمشنفت. ازونوات مراسم عادی نبه... شالام گه همه خوشژون بو...

محمود قربانی پور

اسداله عزیز میدانم هرچند حال در این دنیای خاکی و این قفس تنگ در کنارمان نیستی ولی یقین دارم این پیام را میخوانی. امروز در کنار همرزمان شهیدت در محضر ارباب بی کفن برایمان دعا کن. دعا کن شرمنده امثال شما نباشیم. شما که از عزیزترین دارایی خود یعنی جانتان گذشتید تا امثال اینجانب در کنار خانواده با آرامش زندگی کنیم. دعا کن در سنگر خدمت رسانی به مردم بالاخص در سنگر شورای شهر در این فرصت باقیمانده بتوانم مفید باشم. دعایمان کن.....

مجید اورعی

خدایا چقدر باید زندگی کنم تا دست تقدیر بچرخه و نوبت به من برسه؟ چقدر باید داتنگش بشم تا دوباره ببینمش؟؟ کجا برم که اونجا خاطره ای ازش نداشته باشم؟؟؟ قلبم رو خاک کردم... عموی مهربونم!!! سلام من رو یه آقا صادق برسون سلام من رو به میرزا رحیم و آقا بزرگ ، عمو حسن و عمو فضل اله برسون...راستی پیش سید جواد و حاج حسین خرازی هستی آره؟؟ به اونام سلام برسون . یادتِ چند بار به من گفتی حاج حسین خرازی چقدر حسینعلی رو دوست داشت ؟؟ به حسینعلی هم سلام من رو برسون... میتونی واسطه شی منم به جمعتون راه بدی؟؟؟اینجا که بی معرفتی کردی و تنهام گذاشتی، نکنه اونجا به جمعتون راهم ندیا. واسطه شو... واسطه. الهي و ربِّي مَن لي غَیرُک.

بابا روحی

(دست تقدیر چرخید و تو چرخشش نوبت بما رسید) . (اندک اندک جمع مستان میرسند)....... (از همه مهمتر خودم ...)

بابا روحی

سلام یک نگاه مهربان ما را بس است/پرتوی از آسمان مارا بس است / یک پرنده یک چمن یک باغ گل شاخه ای از ارغوان مارابس است/ لحظه ای از تبسم از نسیم در نگاه عاشقان ما را بس است/( ما تهی دستان عاشق بیشه ایم سفره لبخنده و نان ما را بس است/ باز باران روی خاک جرعه ای از آسمان مارا بس است/ شعر از رحیم زریان { کتاب جرعه ای از آسمان )

مجید

عمو دلم برات تنگ شده